راستی نمیدونید وقتی غذای که درست میکنید و هم اطاقیاتون هم میتونند بخورند آدم چه احساس خوبی پیدا میکنه.یه جورای فکر میکنه میتونه فعالیتشو گسترش بده و رستوران بزنه.
راستی اون خط آخری رو که تو پست قبلیم نوشتم خیلی از دوستان ناراحت یا خوشحال شدند!!! یکی از دوستام هم اسمشو شطرنجی میکنم گفت که اگه فلان کار رو برام نکنی میرم به بابات اینو نشون میدم!(رفیق رو اینجا باید شناخت).
بابا من منظورم ابجی کوچیکم (یاسمن)بود.شما ها چقدر خیالاتی هستین(منظورم توی پیام).
امروز من کلاس ندارم ولی امدم دانشگاه تاهم از سایت استفاده کنم وهم برم کتابخونه یه کنفرانس بیست بنویسم تا حال این دخترا گرفته بشه و هم آبروی پسرها رو بخرم.
دلم برای همه چیز تنگ شده .اینجا هم خوراک رضا صادقیه .یادش بخیر بیشتر بچه ها میدونند که من چقدر از رضا بدم میئمد ولی حالا میبینم نه بابا اون کارش درسته.
منتظر نظرهای گلتون هستم.
راستی پیام این کارا آخر و عاقبت نداره.